محمد جواد وتخم مرغ حنایی
امروز که داشتیم صبحونه میخوردیم دیدیم که محمد جواد با خاله خونه ما مهمون اومدند ما هم بادیدن اونها شادشدیم خوبه که مدرسه بابای محمد جواد توی شهر ماهست اگه نبود نمی تونستیم محمد جواد رو زود به زود زیارت کنیم محمد جواد یواش یواش داره بزرگ میشه وتا تولد یک سالگیش چیزی نمونده دیگه نسبت به گذشته زیاد گریه نمی کنه مثل اینکه به ما عادت کرده الهی خونواده محمد جواد رو در سایه خودت حفظ کن 

محمد جواد با تخم مرغش که به دست گرفته قربون خودت وتخم مرغت محمد جواد


تخم مرغ رو خیلی با دقت تو دستش گرفته


اینم لباسهایی که براش خریده بودند 2تا بلوز بودند 

مبارکت باشه محمد جواد به شادی بپوشی 









محمد جواد خوابش میاد داره برا خودش لالایی میگه

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


محمد جواد وتخم مرغ حنایی 
